جشن سپاس از مردم و تماشاگران فیلم «دموکراسی تو روز روشن» به دلیل صدرنشینی یکماهه و مداوم این فیلم در جدول فروش روزانه و هفتگی سینمای ایران ۲۴ خرداد در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.




















لینک به منبع:
جشن «دموکراسی تو روز روشن» با حضور بازیگران
جشن سپاس از مردم و تماشاگران فیلم «دموکراسی تو روز روشن» به دلیل صدرنشینی یکماهه و مداوم این فیلم در جدول فروش روزانه و هفتگی سینمای ایران ۲۴ خرداد در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.




















لینک به منبع:
جشن «دموکراسی تو روز روشن» با حضور بازیگران
حتمآ می دانید که وقتی فایلی را پاک می کنید اون فایل واقعآ از بین نمی رود و همچنان قابل بازیافت است. مطمئنم که عده زیادی از خوانندگان زنگوله خیلی خوب می دانند من راجع به چی حرف می زنم اما همانقدر هم مطمئنم که یک عده خیلی زیادی هم اصلآ نمی دانند چه خبره! بگذارید این را برایتان تعریف کنم، چند وقت پیش داشتم با دوستی راجع به همین موضوع حرف می زدم، نمی دانم چطور، اما ایشان فکر می کرد وقتی فایلی را از کامپیوتر پاک می کنی آن فایل – حالا هر طوری هست – «غیب» میشه و دیگه وجود نداره!
استدلالش می دونید چی بود؟ می گفت فرض کن من ۱۰۰ گیگابایت فایل روی هاردم دارم، حالا من این ۱۰۰ گیگابایت فایل را «دیلیت» می کنم و جای هاردم باز می شود و می توانم ۱۰۰ گیگ فایل تازه به جای آن قبلی ها بریزم. پس آن فایل های قبلی قطعآ دیگر وجود ندارند که من توانستم این فایل های جدید را جا کنم.
گفتم خوب اون ۱۰۰ گیگ قدیمی کجا رفته؟ خالیش کردی توی سطل آشغال؟ هارد هنوز همان جا است هیچی هم از توش خارج نشده، پس اون فایل ها کجاست؟ اینجا بود که رفیق ما به فکر فرو رفت.
فایل هیچ جا نرفته، یعنی جایی نداره که بره، فقط نوعش تغییر کرده. به این صورت که شما دیگر آن را نمی بینید و ویندوز اجازه دارد هر موقع لازم داشت روی آن فایل های پاک شده اطلاعات جدیدی را ثبت کند در نتیجه مثل فضای خالی با آن رفتار می کند و شما می بینید که فایل ها «غیب» شدند.
در نتیجه اگر این فایل ها با متد های خاص از بین نرفته باشند و ویندوز هم هنوز دخل آنها را نیاورده باشد با نرم افزار های مخصوص قابل بازگردانی هستند. پس اگر فایل های مهمی دارید که بعد از پاک کردن نمی خواهید هیچ کس دیگر به آنها دسترسی پیدا کند باید با نرم افزار های مخصوص مثل آن که در این پست معرفی می کنم آنها را به طور ایمن و دائمی از بین ببرید.
وقتی فایلی را با رایت کلیک کردن یا فشار دادن دکمه Delete پاک می کنید آن فایل در سطل آشغال باقی می ماند، «سطل آشغال» هم که خوب معلومه چیه، یک سطله که آشغال ها آنجا می مانند. در نتیجه عملآ فایل شما همچنان صحیح و سالم آنجا است و با یک کلیک سر جای اولش باز می گردد.

امروز می خواهم یک سایت خیلی جالب بهتان معرفی کنم که مطمئنم خیلی از آن لذت خواهید برد. این سایت Peter Answers یا «پاسخ های پیتر» نام دارد. این سایت با وجود فوق العاده بودنش زیاد شناخته شده نیست و هر کسی از آن و نحوه کارش با خبر نیست.
Peter Answers چی کار می کنه؟
پیتر به تمام سوال های شما پاسخ صحیح و دقیق می دهد. شماره شناسنامه تان را بپرسید، می داند. نام پدر تان؟ به شما می گوید. آدرس خانه تان؟ دقیق به شما می گوید!
برو بابا، پست سیزده فروردینه مونده رو دستت؟
نه والله! داغه داغه همین امروز نوشتم.
مگه میشه؟
آره، قلق داره دیگه. اول وارد Peter Answers شوید. جعبه زیر را می بینید؟ دو قست داره، Petition و Question.
Petition قسمتیه که شما از پیتر مودبانه درخواست می کنید که به سوال شما پاسخ بدهد. در قسمت Question هم سوال خودتان را می پرسید.
کلک زیرکانه ای که در این سایت نهفته شده اینه که یک کاربر می تواند خودش جواب سوال را موقع تایپ کردن Petition به پیتر بدهد طوری که هیچ کس متوجه نشود و بعد از پرسیدن سوال مثلآ دوست تان که کنار تان نشسته می بیند جواب صحیح است.
توضیح دادنش یکم سخته، باید خودتان امتحان کنید تا بفهمید چی می گم. ببینید باید در قسمت Petition بنویسید Peter please answer خوب؟
حالا بگذارید یک مثال بزنم، می خواهیم از پیتر بپرسیم ماشین دوست من، مهران چه رنگی است؟ من می دانم که ماشین مهران سفید است.
حالا موقع تایپ کردن Petition کافی است اول دکمه نقطه را فشار دهم بعد جواب را تایپ کنم (White) و بعد که جواب تمام شد دوباره نقطه را بزنم و ادامه Petition را تایپ کنم.
در این هنگام موقعی که من تایپ می کنم White در اصل کلمه White دیده نمی شود و ادامه پتیشن به طور اتوماتیک تایپ می شود و به نظر می آید که من دارم Petition را تایپ می کنم. در نتیجه وقتی اینتر می کنم جواب صحیح دیده می شود.

کلک کار را متوجه شدید؟
خوب همانطور که از عنوان مشخصه امروز می خواهیم یاد بگیریم که چطوری در شرایط اضطراری که دسترسی به ابزار خاص نداریم یا وقت مان محدود است با Keylogger ها مبارزه کنیم تا نتوانند رمز ما را بدزدند.
Keylogger دیگه چیه؟
Keylogger (بخوانید کی-لاگر) ها برنامه هایی هستند که به طور مخفی دکمه هایی که شما روی کیبورد فشار می دهید را ضبط می کنند و به کسی (مثلآ یک هکر) می فرستند. آن فرد نفوذگر بعدآ با خواندن آن دکمه ها می تواند رمز شما که تایپ کرده اید یا متن ایمیل هایی که نوشته اید و… را بفهمد.
جدا از نرم افزار های امنیتی مثل فایروال ها و آنتی ویروس ها برنامه های زیاد و مختلف دیگری وجود دارند که جلوی Keylogger ها را می گیرند. اما همانطور که اشاره کردم در این مطلب ما فرض می کنیم روی یک کامپیوتر عمومی یا کامپیوتر شخصی دیگر هستیم و دسترسی به برنامه های جانبی و… نداریم.
۱- مواظب جاسوس های سخت افزاری باشید: به غیر از نرم افزار ها، کیلاگر سخت افزاری هم داریم. کیلاگر سخت افزاری یک رابط PS/2 یا USB است که بین جایی که کیبورد به کیس کامپیوتر متصل می شود قرار می گیرد و تمام دکمه های فشرده شده را روی حافظه اش ضبط می کند. فرد خرابکار بعدآ این دستگاه کوچک را جدا کرده و حافظه آن را می خواند.

نکته: واضحه که این سخت افزار ها به درد لپ تاپ نمی خورند چون کیبورد از داخل متصل شده است.
هر کسی دسترسی به این سخت افزار های جاسوس نداره و احتمال اینکه روی کامپیوتر نصب شده باشه کمه، اما به هر حال برای ایمنی (خصوصآ در کافی نت ها) در صورت امکان قسمت اتصال سیم کیبورد به کیس را چک کنید و اگر کیبورد به طور مستقیم متصل نشده بود از استفاده از کامپیوتر خودداری کنید یا اگر مجبور بودید، سخت افزار را جدا کرده و کیبورد را به طور مستقیم وصل کنید.

۲- از کیبورد روی صفحه استفاده کنید: موقع وارد کردن رمز تان از منوی Start قسمت Accessories و سپس Ease of Access برنامه On Screen Keyboard را اجرا کنید. این برنامه یک کیبورد روی صفحه در اختیار شما می گذارد که می توانید با ماوس روی دکمه های آن کلیک کنید تا رمز تان تایپ شود (راهنمای XP).
کیلاگر های ساده نرم افزاری و همه کیلاگر های سخت افزاری از ثبت کردن رمز تان در این صورت عاجز خواهند بود. بعضی از نرم افزار های جاسوسی حرفه ای همچنان می توانند رمز را بخوانند و ضبط کنند.
یک راه دیگر برای باز کردن کیبورد روی صفحه فشردن دکمه Windows+R (پنجره Run) و سپس وارد کردن دستور osk است.
یک سال پیش در چنین روزی یعنی نهم اردیبهشت، در زنگوله با هم یاد گرفتیم که چطور یک «جعبه جادویی اشتراک» بسازیم. جعبه جادویی اشتراک همان جعبه زرد رنگی است که پایین مطالب زنگوله می بینید.

در این قسمت می توانید اشتراک وبلاگ تان از طریق ایمیل یا فید را به سادگی برای خوانندگان فراهم کنید. از ویژگی های جالب این جعبه ها این است که می توانید متن آن را نسبت به پست تغییر دهید و یک متن مرتبط با مطلب بنویسید که تبدیل چند خواننده گذرا به مشترکان دائمی را تضمین می کند. همچنین می توانید تعداد مشترکان فید تان را به صورت متنی به نمایش در آورید و لازم نیست با مرور زمان نگران تغییر دادن عدد باشید چون این عدد مثل شمارنده اصلی سایت فید برنر به روز می شود.
سالها از زمانی که «یک کم بیشتر» میخواست، و قصهاش بر سر زبانها افتاد، گذشته است. ولی یک بار دیگر، در جستوجوی «یک کم بیشتر»، از این پنجره به آن پنجره، و از این نشانی به آن نشانی سرک میکشد.

این بار، «فکرش»، گرسنه است. ولی او هم مثل همهی بچههای مثل خودش، در شرایطی نیست که بتواند کتاب «بخرد» یا «داشته باشد». نه فقط برای گرانی کتاب، بلکه بهخاطر دلیلهای خیلی زیاد دیگری. او هم مثل همهی بچههای مثل خودش، تنها شانس بزرگش این است که یک جور معجزهآسایی، دسترسی محدودی به اینترنت دارد، و میخواهد از آن برای کتاب خواندن استفاده کند. دلزده از هر چه لیستورس، لول، فانی، توپ و خفن، ترترینهای دنیا، جیتی ساندرز، بازیهای فلش بَرخط و … ؛ دائم صورتش را به ویترین کتابخانههای مجازی میچسباند و با حسرت آه میکشد. البته کمی انگلیسی بلد است و تازه، مترجم گوگل هم هست. ولی او کتابهای الکترونیکی جدید، متنوع، به زبان فارسی و برای گروه سنی خودش میخواهد؛ رایاکتابهایی بهغیر از این کیلوبایتکیلوبایت «هری پاتر» و «ماجراهای تنتن و میلو». او «یک کم بیشتر» از این چند تا کتاب الکترونیکی محدود، قدیمی، ناقص، پُر از اشتباه و با لینکهای داغان میخواهد.
نمیداند چرا در این قرن، غیرممکن است که هم امکانات خوب برای «خواندن»، به یکسان و بدون هیچ تبعیضی و هیچ محدودیتی، برای همهی بچههای دنیا فراهم بشود؛ و هم این که طرحی، برنامهای، روشی، چیزی … نیز ایجاد بشود که سود پدیدآورندگان کتاب کودک و نوجوان را فراهم بکند؟ مطمئن نیست، ولی شاید چیزی مثل روش «موزیلا فایرفاکس» – و مانند آن.
خارج از قصهها، این روزها، دائم در جستوجوی «یک کم بیشتر»، از این تارنما به آن تارنما و از این تارنگار به آن تارنگار سرک میکشد. او در جستوجوی «قطعهای برای خواندن»، «یک کم بیشتر» میخواهد. اما نمیداند در قرن بیست و یکم، برای پُر کردن پیالهاش چه کند.
اصلاً نکند این دفعه هم خیلی کار بد و ناپسندی میکند؟!
نکند این دفعه هم باید تنبیه بشود؟!